در حالی که بازار تبلیغات دیجیتال ایران بهدنبال ثبات پس از یک سال پرنوسان بود، تصمیم جدید درباره تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر، معادلات این بازار را بار دیگر برهم زد. این تغییر، نهتنها یک اقدام سیاستگذاری، بلکه سیگنالی جدی برای بازتعریف نقش بازیگران رسانهای و تبلیغاتی محسوب میشود.
با ابلاغ مصوبه جدید، مسئولیت تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر به صداوسیما واگذار شده است. این تصمیم، جایگاه تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر را در مرکز سیاستگذاری رسانهای قرار داده و مسیر فعالیت پلتفرمها و برندها را تحت تأثیر مستقیم قرار میدهد.
تعریف تازه از تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر در اکوسیستم دیجیتال
در چارچوب جدید، تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر تمامی محتوای صوتی و تصویری قابل دسترس برای عموم را شامل میشود. این تعریف گسترده، عملاً بخش بزرگی از فضای دیجیتال را در بر میگیرد و باعث میشود تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر به یکی از مهمترین ابزارهای کنترل بازار محتوا تبدیل شود.
در این میان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در کنار صداوسیما حضور دارد، اما محور تصمیمگیری در تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر همچنان متمرکز باقی مانده است. این تمرکز، پیامدهای مهمی برای بازیگران بازار دارد.
با تقویت نقش تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر، برندها ناچارند استراتژیهای محتوایی خود را بازنگری کنند. کمپینهایی که پیشتر با آزادی عمل بیشتری اجرا میشدند، اکنون باید با چارچوبهای تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر همراستا شوند.
این تغییر، بهویژه در حوزههایی مانند ویدیو مارکتینگ (Video Marketing) و اینفلوئنسر مارکتینگ (Influencer Marketing) محسوس خواهد بود. چراکه تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر میتواند فرآیند تولید، انتشار و حتی توزیع محتوا را تحت کنترل بیشتری قرار دهد.
تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر و تغییر موازنه رسانهای
یکی از پیامدهای کلیدی تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر، تغییر موازنه قدرت در بازار رسانه است. با افزایش نقش نهادهای رسمی، دسترسی برندها به کانالهای متنوع ممکن است محدودتر شود و انتخاب رسانهها با پیچیدگی بیشتری همراه گردد.
برای مدیران بازاریابی، این به معنای بازتعریف Media Mix و حرکت به سمت کانالهایی است که با الزامات تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر همخوانی بیشتری دارند. در چنین شرایطی، انعطافپذیری به یک مزیت رقابتی تبدیل میشود.


آینده بازار تبلیغات
تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر، جهتگیری سرمایهگذاری تبلیغاتی را نیز تغییر خواهد داد. برندها به سمت مدلهایی حرکت میکنند که قابلیت اندازهگیری و کنترل بیشتری دارند و با چارچوبهای تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر سازگار هستند.
در نتیجه، انتظار میرود سهم Performance Marketing افزایش یابد و بخشی از بودجهها از کانالهای پرریسک به سمت رسانههای قابل پیشبینیتر منتقل شود. این روند، ساختار رقابت در بازار تبلیغات را نیز دگرگون خواهد کرد.

















