این هفته در نیویورک، نتفلیکس با اجرای کمپین فیلم Apex در تایمز اسکوئر توجه بازار سرگرمی و تبلیغات را جلب کرد؛ شارلیز ترون با صعود به یک بیلبورد در یکی از شلوغترین فضاهای رسانهای جهان، آغاز استریم این فیلم را اعلام کرد. این اقدام، همزمان زمان لانچ، مکان اجرا و چهره اصلی پروژه را در یک لحظه پرریسک و پر دیده شدن کنار هم قرار داد.

بهجای تبلیغات محیطی سنتی، نتفلیکس از بازاریابی تجربی (Experiential Marketing) استفاده کرد تا لحظه رونمایی به یک اجرای خیابانی تبدیل شود؛ اجرایی که فراتر از تایمز اسکوئر، در شبکههای اجتماعی بازنشر شد. تکیه بر اعتبار یک بازیگر برنده اسکار، مصداقی از بازاریابی مبتنی بر اعتبار اجتماعی (Social Proof Marketing) است که میتواند نرخ تعامل و یادآوری برند را تقویت کند.

در فیلم Apex، زنی داغدار که برای یک ماجراجویی انفرادی به طبیعت وحشی استرالیا میرود، درگیر بازی پیچیدهای با یک قاتل زیرک میشود. همراستایی فضای پرتنش کمپین فیلم Apex با روایت داستان، انسجام برند (Brand Consistency) را افزایش میدهد و انتقال پیام را منسجمتر میکند.

از منظر مدل انتساب (Attribution Model)، چنین اجرای محیطی میتواند سهم تماسهای آفلاین را در مسیر تبدیل تقویت کند؛ بهویژه زمانی که ویدئوهای آن در پلتفرمهای دیجیتال دستبهدست میشود. این حرکت همچنین بر ترکیب رسانهای (Media Mix) نتفلیکس اثر میگذارد و نشان میدهد حتی برندهای استریمینگ برای لحظههای کلیدی لانچ، به فضاهای شهری با بیشترین ترافیک بصری تکیه میکنند.






































