برند Asics با همکاری آژانس تبلیغاتی Design Bridge and Partners در یک کمپین محیطی گسترده، تلاش کرده است مفهوم روز مسابقه را بازتعریف کند؛ کمپینی که همزمان با اسپانسرشیپ چهار ماراتن بزرگ اروپا در شهرهای پاریس، میلان، روتردام، هامبورگ و لندن اجرا شده و تمرکز آن بر نمایش تصاویری از لحظات کوتاه و تجربه دوندگان است.
کمپین محیطی Asics که نقطه عطفی در مسیر رشد این برند در حوزه دو Running محسوب میشود، با هدف تغییر نگاه به مفهوم نتیجه طراحی شده است. این برند تلاش دارد موفقیت را نه صرفاً در ثبت رکوردهای فردی، بلکه در ذهنیتی تعریف کند که دوندگان را تا خط پایان همراهی میکند. در این روایت، لحظات کوتاه اما معنادار تمرین و مسابقه به عنوان عناصر کلیدی تجربه برجسته شدهاند.

کمپین محیطی Asics چگونه تجربه دویدن را بازتعریف میکند؟
در این کمپین، تصاویر بهصورت full-bleed و با رویکرد Race-generated photography ثبت شدهاند تا تجربه جمعی دویدن را به تصویر بکشند. استفاده از تکنیک عمق میدان باعث شده بخش زیادی از تصویر محو شود و توجه مخاطب به جزئیات کوچکی مانند تجمع پاها در خط شروع یا در آغوش گرفتنهای کوتاه در میانه مسابقه جلب شود. این رویکرد بصری در راستای پلتفرم برند Sound Mind, Sound Body تعریف شده و به نوعی بازتابی از هویت برند است.

برخلاف بسیاری از کمپینهای ورزشی، برندینگ در این مجموعه حداقلی است، هرچند دوندگان بهطور کامل از تجهیزات Asics استفاده میکنند. تیترهای کوتاه و هدفمند روی بیلبوردها، مخاطب را به یافتن نقطه تمرکز دعوت میکنند؛ مفهومی که مستقیماً با ایده Re:focus در ارتباط است و بر بازتعریف توجه و ادراک تأکید دارد.

استراتژی بازاریابی Asics در مسیر ماراتنهای اروپایی
استقرار این کمپین در مسیرهای کلیدی ماراتن و نقاط حساس شهرهای میزبان، بخشی از استراتژی بازاریابی (Marketing Strategy) برند Asics برای حضور در لحظات اوج تجربه کاربر است. این انتخاب باعث میشود پیام کمپین دقیقاً در زمانی به مخاطب منتقل شود که دوندگان به مراحل پایانی مسابقه نزدیک میشوند و بار احساسی تجربه به اوج میرسد.

Finlay Bell، مدیر خلاقیت در آژانس Design Bridge and Partners، درباره این پروژه میگوید: «Asics دارای یک مزیت رقابتی قدرتمند و کمتر استفادهشده در این دسته است که بر سلامت ذهنی تمرکز دارد. Re:focus بهعنوان ایده خلاقانه این کمپین، پلتفرم برند Asics را به یک کمپین شفاف و مقیاسپذیر تبدیل میکند که گفتگو را از معیارها به سمت چیزی انسانیتر، احساسیتر و معنادارتر هدایت میکند.»





































