کمپین جدید سینره با حضور نگار سماکنژاد و محوریت صعود به دماوند، بحثی را میان برخی فعالان تبلیغات درباره شباهت آن با کمپین مایلیدی در سال ۱۴۰۰ ایجاد کرده است. شباهت کمپین سینره و مای لیدی فقط به حضور یک ورزشکار مشترک محدود نیست؛ دماوند، مفهوم استقامت و حتی برخی انتخابهای بصری، این دو روایت را به یکدیگر نزدیک کردهاند. با این حال، این شباهت بهتنهایی برای نسبت دادن «کپیبرداری» کافی نیست.


مایلیدی در سال ۱۴۰۰ از پروژه صعود نگار سماکنژاد به دماوند از چهار جبهه حمایت کرد. در آن پروژه، پیام «مسیر را تو تعریف کن» و هشتگ «در مسیر پیدا شو» در کنار تصویر سماکنژاد و دماوند قرار گرفت و برند تلاش کرد حمایت از توانمندی زنان را در مرکز روایت قرار دهد. گزارشهای منتشرشده از همان دوره نیز این پروژه را بخشی از رویکرد مایلیدی برای حمایت از زنان در مسیر دستیابی به اهداف دشوار معرفی کردهاند.
سینره؛ از دماوند تا مفهوم مراقبت
پنج سال بعد، سینره نیز برای کمپین تازه خود به سراغ نگار سماکنژاد و دماوند رفته است. این کمپین در دو مرحله اجرا شد؛ در فاز تیزینگ، تصویر دماوند با پیام «از آنچه دوست داریم مراقبت میکنیم» روی بیلبوردهای تهران قرار گرفت و در مرحله رونمایی، پیام «حتی در نزدیکترین نقطه به آفتاب، سینره مراقب تو» با حضور سماکنژاد و محصولات ضدآفتاب برند کامل شد. سینره همچنین از صعود یک تیم ۳۰ نفره به سرپرستی سماکنژاد حمایت کرده است.


از نگاه سینره، دماوند نماد ارتفاع، استقامت و مواجهه با شرایط سخت است و حضور سماکنژاد قرار است این روایت را به مفهوم «مراقبت» و در نهایت محافظت از پوست در برابر آفتاب متصل کند.
شباهت یا استفاده دوباره از یک موقعیت واقعی؟
شباهت کمپین سینره و مای لیدی از چند جهت قابل توجه است: حضور یک چهره مشترک، استفاده از دماوند بهعنوان لوکیشن و نماد اصلی، پیوند دادن ورزش استقامتی با یک پیام برند و شباهت برخی قاببندیهای تصویری. همین موضوع در شبکههای اجتماعی نیز مورد توجه قرار گرفته و برخی فعالان تبلیغات درباره میزان نزدیکی دو کمپین سؤال مطرح کردهاند.
اما باید میان شباهت و کپیبرداری تفاوت گذاشت. نگار سماکنژاد سابقه واقعی و شناختهشدهای در صعود و ورزشهای استقامتی دارد و دماوند نیز بخش مهمی از هویت ورزشی اوست. بنابراین استفاده دوباره از این دو عنصر الزاماً به معنی کپی نیست. تفاوت اصلی نیز در پیام برندها دیده میشود: مایلیدی روایت خود را حول توانمندی زنان و تعریف مسیر شخصی ساخته بود، در حالی که سینره تلاش کرده همان بستر را به مفهوم مراقبت و محصولات ضدآفتاب متصل کند.
با این حال، وقتی یک برند از همان چهره، همان کوه و زبانی بصری نزدیک به کمپینی قدیمی استفاده میکند، مقایسه اجتنابناپذیر است. پرسش اصلی شاید این نباشد که سینره «کپی کرده یا نه»، بلکه این است که آیا اجرای جدید توانسته به اندازه کافی فاصله خلاقه و هویت مستقل خود را از نمونه پیشین بسازد یا خیر.
آیمارکتور آماده است دیدگاه هر دو برند مایلیدی و سینره را درباره این شباهتها و منطق خلاقه پشت کمپینها منتشر کند.







































